<body onclick="dynOutline()" language="Javascript1.2">

باری به هر جهت

یکی از تفاوتهای زندگی در کشورهای غیر توسعه‌یافته با جوامع پیشرفته، زندگی "باری به هر جهت" است. منظورم از زندگی "باری به هر جهت" چیست؟ منظورم این است که اگر به زندگی فردی و یا جمعی افراد در کشورهای در حال توسعه مثل خودمان دقت کنیم، متوجه می‌شویم که اغلب به آن سمت و سویی می‌رویم که زندگی ما را می‌برد، و برنامه‌ریزی در کار نیست. این مسئله در زندگی جمعی و اجتماعی خیلی پررنگتر از زندگی فردی است. به عبارت دیگر، ما در زندگی فردی گاهی اهداف مشخص اما نانوشته‌ای را دنبال می‌کنیم، مثلن ادامه تحصیل، ارتقاء شغلی و یا رفتن به خارج و غیره. اما در زندگی اجتماعی و سازمانی اهداف نوشته‌شده و یا نانوشته‌ای وجود ندارد و اگر هم وجود داشته باشد، کارها براساس اهداف مدون پیش نمی‌رود. اگر این موضوع را برای افرادی که با کارهای اجرایی در کشورهای توسعه یافته آشنایی دارند بیان کنیم، بسیار تعجب خواهند کرد. اما این یک واقعیت تلخ است. کشور ما در این زمینه هنوز بسیار سنتی است. در کشور ما برنامه‌ریزی در سطح سازمانی بسیاری از اوقات وجود ندارد، یا اگر وجود دارد بسیار سطحی، لفظی و تقلیدی است. در سطح فرا سازمانی و ملی برنامه‌ریزی وجود دارد اما فرهنگ انجام کارها براساس برنامه وجود ندارد. اجازه بدهید این موضوع را کمی باز کنم.

در زمان قدیم، اقتدار و یکپارچگی کشورها از طریق نیروی نظامی و از بین بردن رقبا بوجود می‌آمد. آنها که در این رقابت و کارزار پیروز میدان بودند به منابع مالی خوبی از طریق مالیات و خراج دست می‌یافتند. آبادانی کشور در آن دوران وابستگی زیادی به صلاحیت شخص اول کشور و اطرافیان او داشت. از این رو بود که هر جا که او می‌رفت و تشخیص می‌داد و یا صلاح می‌دانست آباد می‌شد، جاده ساخته می‌شد، پل‌ها تعمیر می‌گردید و بازار و حجره و کاروانسرا احداث می‌گردید. امروز خوشبختانه و حداقل ظاهر خیلی از چیزها عوض شده است. در درجه اول برای رسیدن به قدرت با هم نمی‌جنگیم. جنگ قدرت در نهان صورت می‌گیرد و در ظاهر همه با هم روبوسی می‌کنیم. در درجه دوم، جایگاه مردم تا حد تأیید نظر بزرگان و منویات الهی ارتقاء یافته است. در دنیای امرزو مهم است که این ظواهر حفظ شود که متهم به حکومت غیر مردمی نشویم. اما آن چیزی که حتی ظاهر آن عوض نشده است، روش دولتداری است. هنوز هم آبادانی کشور را وابسته به این می‌دانیم که دولتمردان ما در استانها حضور یابند و براساس تشخیص و تصمیم‌گیریهای مقطعی پول نفت را هزینه کنند. در چنین شرایطی برنامه‌ریزی بی‌معناست. پس در این زمینه عقب مانده هستیم و خواهیم ماند. چرا؟ چون در میان مردم این روش نه تنها عیب نیست که پسندیده است.