<body onclick="dynOutline()" language="Javascript1.2">

راز داوینچی

فیلم "راز داوینچی" را دیدم. فیلمی که براساس کتابی به همین نام و با هنرنمایی تام هنکس ساخته شده است. کلیسای کاتولیک دیدن این فیلم را تحریم کرده است. بعد از دیدن فیلم متوجه شدم چرا کلیسای کاتولیک از کتاب و فیلم "راز داوینچی" ناراحت و عصبانی است. اما به آنها حق نمی‌دهم که جلوی چاپ کتاب و نمایش فیلم را بگیرند.

مطمئن نیستم داستان فیلم تا چه حد به وقایع تاریخی نزدیک است، اما فیلم حاوی پیامی است که از داستان فیلم مهم‌تر است. پیام فیلم این است که صاحبان قدرت در کلسیاها تفسیری را از مسیحیت و شخصیت مسیح به دنیا ارائه می‌دهند که ممکن است از واقعیت دین مسیح فاصله داشته باشد. فیلم می‌گوید که در قرن سوم و چهارم میلادی تفسیرهای متفاوتی از مسیحیت وجود داشت، اما با قدرت گرفتن کلسیا یک تفسیر بر دیگر تفسیرها غالب شد و کلسیای کاتولیک در طول تاریخ سعی کرده است که دیگر دیدگاهها را سرکوب کند.

به نظر می‌رسد تفسیرهای گوناگون از ادیان، یک واقعیت تاریخی است. به تاریخ اسلام توجه کنید. تفسیر اصحاب اولیه از شخصیت پیامبر و اهل بیت او یکسان نبوده است. همین مسئله باعث ایجاد مذاهب مختلف در اسلام شده است. به عنوان یک مسلمان شیعه معتقدم مذهب شیعه به واقعیت اسلام نزدیک‌تر است. اما همزمان برای مسلمانان دیگر که تفسیر متفاوتی از اسلام دارند نیز احترام قائلم. احتمال می‌دهم روایت بعضی از روحانیون شیعه از واقعیت‌های تاریخی صدر اسلام با تعصب و تفسیر شخصی همراه بوده است. همانگونه که تفسیر روحانیون اهل تسنن از صدر اسلام احتمالن از واقعیت اسلام فاصله داشته است. مصداق‌های بسیار برای این گفته خود دارم که شاید از حوصله این نوشته خارج باشد. اما آیا تا به حال به داستانهای صدر اسلام از زبان سخنوران دینی توجه کرده اید. به عنوان نمونه آنها با چه دقتی جزئیات واقعه عاشورا را ذکر می‌کنند و یا آنچه که بین صحابه پیامبر و حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) گذشته است. تا چه حد شخصیتی که از خلفای راشدین در جامعه شیعی ساخته‌ایم به واقعیت نزدیک است؟

به هر حال طبیعی است که هریک از ما اعتقاداتی داریم و به آن اعتقادات پایبند هستیم. اما منطقی‌تر به نظر می‌رسد که به اعتقادات دیگران و تفسیر آنها از دین نیز احترام بگذاریم. چگونه می‌توانیم سانسور عقاید متفاوت و یا خشونت بر علیه دیگر مذاهب و ادیان را به نام حفظ دین توجیه کنیم؟

 



Saturday, September 30, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

One day

چند روز است که چیزی ننوشتم. گاهی می‌مانم بین اشتیاق به نوشتن و بیان احساسات و نیرویی که تشویق به روزه سکوت می‌کند. این یادداشتهای روزانه و یا چند روز یک بار بیش از هر چیز برای خود است. اما اعتراف می‌کنم که حضور دوستان و نظرات شما و پیامهای حاوی مطالب و شعرهای خوب، مشوقی است که از آن نمی‌توان گذشت. به این شعر زیبا که لبخند هفته پیش فرستاد توجه کنید. بخشهایی از آن را تا حد توان ترجمه کردم.

One day

The fields will be green

And one day

The skies will be blue

And one day

The rivers will be bright silver ribbons

Running round the hills

Quiet hills

 روزی،

صحرا‌ها سرسبز خواهند بود.

و روزی

آسمان آبی.

و روزی

رودخانه‌ها همچون نوارهایی نقره‌ای و درخشان

در بین تپه‌ها جاری‌ خواهند بود.

تپه‌های آرام.

You`ll see

خواهی دید.

One day

The rains will be soft

And one day

The winds will be sweet

Oh sweeter than springtime

And the whisper of lilac, apple, pine and pear

Will fill the air

 روزی،

باران لطیف خواهد بود.

و روزی

باد شیرین.

شیرین‌تر از بهار.

و نجوای یاس، سیب، کاج و گلابی

فضا را پر خواهد کرد.

And one day

A child full of wonder

Won`t fear the dark sound of thunder

No dreams of danger

When a soldier is a stranger

from a distant time

Distant world

 و روزی

کودکی کنجکاو

از صدای تاریک رعد نمی‌هراسد.

و رویای ترسناکی نخواهد بود

زمانی که آن سرباز غریبه

از زمانی دور دست

و دنیای غریب باشد.

On the morning

You stand

With tomorrow

Safe in your hand

That will be the day

 صبحگاهی که تو بایستی

با فردایی ایمن در دستانت،

آن روز موعود است.

One day 

To me and the peoples who needs love and moral support.

To me and the peoples who in trouble who needs advise and shoulder to cry on.

Not criticise or being humilated because our silly and stupid mistakes.

 

Hope society gave a second chance for peoples like us.....

 May ALLAH  guide us to the right path...amin 

May ALLAH bless us all...amin



Thursday, September 28, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

ماه مبارک رمضان

اگر خداوند در این ماه مبارک به دعاهای ما توجه ویژه داشته باشد، دلم می‌خواهد این چند دعا را با او در میان بگذارم.

خدایا قلبهای ما را از عشق و محبت سرشار و از تنفر و خشم خالی کن.

خدایا به جوانهای ما امید عطا کن.

خدایا، آبادانی ایران نهایت آرزوی ماست.

تو خود فرمودی: "خداوند وضع قومی را تغيير نميدهد، مگر اينكه خود آن قوم آنچه مربوط به خودشان است را عوض كنند." (رعد ۱۱)

            پس سرنوشت انسان را به خودش سپردی.

خدایا، حق انتخاب از حقوق اولیه انسانهاست. پس به ما قدرت احقاق این حق را عطا فرما.



Sunday, September 24, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

کلاسهای حج

برای رفتن به حج از چهار سال پیش ثبت نام کرده بودیم و امسال نوبت به ما رسید. کلاسهای آمادگی از دیروز شروع شد.

در روز اول کلاس توضیحات مقدماتی از سوی مدیر کاروان ارائه شد و بعد روحانی کاروان سخنرانی داشت. هیچکدام از این سخنرانی‌ها جذاب نبود. نمی‌دانم به دنبال چه بودم، ولی در آن جلسه آن را نیافتم. اینکه چه چیزهایی حج را باطل می‌کند و چگونه زن شما بر شما حرام می‌شود، اشتیاقی برای رفتن ایجاد نمی‌کند.

اما این اشتیاق هست. نمی‌دانم از چیست و برای چیست. اشتیاق برای دستیابی به گمشده‌ای که سالهاست در جستجوی آنم. گمشده‌ای در درون. چیزی که امید دارم در این سفر به آن دست یابم. مانند ورود به دنیایی ناشناخته. مانند درک موضوعی که تا‌به‌حال از فهم آن عاجز بوده‌ام.

 آیا به آن دست خواهم یافت؟ آیا از خود دور خواهم شد؟

 



Saturday, September 23, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

خِرَد تفکیک

الحمدالله کنفرانس اصفهان هم به خوشی تمام شد و دستاوردهای خوبی داشت. من که خیلی چیز یاد گرفتم. شاید طرح موضوعاتی که از نظر من بسیار جالب بوده است در کنگلومرا موضوعیت نداشته باشد. اما چند جمله از Bob Hodgson در این کنفرانس شنیدم که شاید برای شما هم جالب باشد. مطمئن هستم این چند جمله در ایران خیلی کاربرد دارد.

 

God:

Give me the strength and courage of the battles I can win.

خدایا:

            به من قدرت و شجاعت مبارزه در جنگهایی عطا کن که قادر به بردن آنها هستم.

 

Give me the patience and acceptance of the things I can’t change.

به من صبر و قدرت قبول شرایطی را عطا کن که نمی‌توانم عوض کنم.

Please God:

Give me the wisdom to tell the difference, before I waste my time.

لطفاً ای خدا:

            قبل از اینکه وقتم را هدر دهم، به من خِرَد تفکیک را عطا کن.



Tuesday, September 19, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

Facilitator

دو روز پرمشغله و طولانی گذشت. در این دو روز، دو کارگاه آموزشی قبل از کنفرانس (Pre-Conference Workshops) به صورت موازی برگزار گردید. کارگاه اول، از سلسله کارگاههایی در رابطه با مدیریت مراکز رشد (Incubators) بود که با حضور دو کارشناسان بین‌المللی از استرالیا و هند برگزار ‌گردید. کارگاه دوم در رابطه با مدیریت پارکهای علم و فناوری(Science and Technology Parks) با حضور دو کارشناس از انگلستان و یک کارشناس از اسپانیا برگزار می‌گردید. شرکت کنندگان در این کارگاهها اکثرن از ایران بودند، اما چند شرکت کننده از کشورهای دیگر از قبیل پاکستان، سوریه و کره نیز حضور داشتند. مشارکت فعال افراد در مباحث معمولن باعث افزایش بهره‌وری کارگاههای آموزشی می‌شود. اما با توجه به اینکه بعضی از افراد علیرغم فهم مطالب قادر به بیان نظرات خود به انگلیسی نیستند و یا حتی ممکن است در فهم موضوعات کمی مشکل داشته باشند، ارائه خلاصه کوتاهی از موضوعات به فارسی می‌تواند به مشارکت همگان در بحث کمک نماید. علاوه بر این اگر کارگاهها خلاصه شود به بیان تجربیات کشورهای خارجی و تجربیات داخل ایران تلفیق نشود، شرکت کنندگان نمی‌توانند با مطالب ارائه شده ارتباط برقرار نمایند. لذا براساس تجربه گذشته در این کارگاهها، من نقش مترجم و تلفیق کننده بحث (یا به عبارتی facilitator) را به‌عهده داشتم. البته ایفای چنین نقشی نیازمند ایجاد اعتماد متقابل بین ارائه کنندگان بحث و facilitator است که خوشبختانه در این کارگاه نیز این اعتماد به وجود آمد. به نظر می‌رسید که شرکت کنندگان از نجوه برگزاری کارگاه رضایت داشتند.  

باتشکر از روابط عمومی شهرک برای عکسهای زیر از کارگاهها آموزشی.

Resize of P4243720.JPG (138667 bytes)  کارگاه آموزشی پارکهای علم و فناوری

 Resize of P4243703.JPG (126504 bytes)

Bob Hodgson ( England ), Luis Sans (IASP Director General from Spain ), and Malcolm Parry ( England )

 

  Facilitator  Resize of P4243691.JPG (130355 bytes)

   Julian Web (Austarlia) and Jawaher ( India )   Resize of P4243732.JPG (105667 bytes)

 



Monday, September 18, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

Isfahan 2006 Conference

با این‌که دو سال است از اصفهان نقل مکان کرده‌ایم اما به نظر می‌رسد اصفهان خانه دوم من است. از پنجشنبه شب برای یک هفته آمده‌ام اصفهان و درگیر کنفرانس بین‌المللی پارکها و مراکز رشد هستم. این کنفرانس برنامه مشترک انجمن بین‌المللی پارکهای علمی(IASP)، انجمن آسیایی پارکهای علمی(ASPA) و سومین کنفرانس سالانه پارکها و مراکز رشد در ایران می‌باشد. انجمن بین‌المللی پارکها و انجمن آسیایی پارکها، دو سازمان مستقل هستند که به طور جداگانه کنفرانسهای سالانه خود را در آسیا برگزار می‌کرده‌اند. این اولین باری است که این دو انجمن کار مشترکی را در ایران انجام می‌دهند. برگزاری این دو کنفرانس معتبر، برای ما و شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان افتخار بزرگی است. شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان از سال ۲۰۰۰ عضو هردو انجمن بوده است و در حال حاضر بسیاری از پارکها و مراکز رشد در ایران در این دو انجمن عضو هستند.

برنامه‌ریزی برای برگزاری کنفرانس از دو سال پیش آغاز شد. میهمان کلیدی این کنفرانس مهاتیر محمد، رییس جمهور سابق مالزی است. او نقش کلیدی در توسعه مالزی و توجه به فعالیتهای اقتصادی دانش بنیان (knowledge-based economic development) داشته است. علاوه بر مهاتیر محمد، کارشناسان و افراد شناخته شده‌ای از ۲۸ کشور آسیایی و غیر آسیایی که سالها در زمینه توسعه پارکهای علم و فناوری و مراکز رشد فعالیت داشته‌اند میهمان این کنفرانس هستند.

جای قدردانی است که مسئولین وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و به خصوص شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان بر برگزاری هر چه بهتر این کنفرانس نیز تأکید داشتند و (دکتر) مهدی کشمیری، که قبلن رئیس شهرک اصفهان بود و نماینده IASP در غرب آسیا است، را به عنوان دبیر کنفرانس انتخاب نمودند. به عنوان یک کارشناس که سالها درگیر این مقوله در کشور بوده‌ام، از برگزاری این کنفرانس بسیار خرسندم. مباحث کارشناسی خوبی در دو روز کارگاه آموزشی (شنبه و یکشنبه) مطرح خواهد شد. در یادداشت‌های قبلی به نحوه برگزاری یکی از این کارگاهها اشاره داشتم. مقالات خوبی نیز برای ارائه در دو روز اصلی کنفرانس (دوشنبه و سه‌شنبه) ارسال شده است.

برای اطلاع بیشتر می‌توانید به سایت iaspisfahan2006.net مراجعه نمایید. امیدوارم بتوانم طی چند روز آینده، یادداشتهایی از این کنفرانس برای کنگلومرا تهیه کنم.



Saturday, September 16, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

بگو کجاست؟

شعری ار فریدون مشیری

ای مرغ آفتاب،

زندانی دیار شب جاودانی‌ام

یک روز از دریچه زندان من بتات...!

*

می‌خواستم به دامن این دشت، چون درخت

- بی‌وحشت از تبر -

در دامن نسیم سحر غنچه وا کنم.

با دست بر شده تا آسمان پاک،

خورشید و خاک و آب و هوا را دعا کنم.

گنجشک‌ها به شانه من نغمه سر دهند

سرسبز و استوار، گل‌افشان و سربلند

این دشت خشک غم‌زده را با صفا کنم.

*

ای مرغ آفتاب،

از صدهزار غنچه یکی نیز وا نشد!

دست نسیم با تن من آشنا نشد.

گنجشک‌ها دگر نگذشتند از این دیار...

آن برگ‌های رنگین، پژمرد در غبار

وین دشت خشک غمگین، افسرد بی‌بهار...

*

ای مرغ آفتاب!

با خود مرا ببر به دیاری که همچو باد

آزاد و شاد، پای به هر جا توان نهاد‍!

گنجشک پرشکسته باغ محبتم

تا کی در این بیابان، سر زیر پر نهم؟

با خود مرا ببر به چمنزارهای دور

شاید به یک درخت رسم، نغمه سر دهم...!

*

من بیقرار و تشنه پروازم

تا خود کجا رسم به هم آوازم...!

اما بگو کجاست؟

آنجا که، زیر بال تو – در عالم وجود –

یک دم به کام دل

بالی توان گشود

اشکی توان فشاند

شعری توان سرود



Thursday, September 14, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

دایره تنگ‌تر می‌شود، شرق توقیف شد.

توقیف شرق موضوع غیر قابل پیش‌بینی نبود. نه از این نظر که شرق خارج از حیطه اطلاع رسانی فعالیت کرده و مرتکب خلاف شده است، بلکه از این نظر که این دوستان تحمل‌شان هر روز کمتر می‌شود. اگر می‌خواهید بدانید چقدر کمتر، کافی است به نوشته‌های خانم رجبی مراجعه کنید. کمی برگردید به عقب و به اوایل انقلاب. چه کسی تصور می‌کرد حامیان انقلاب در آن زمان یکی یکی از دایره انقلاب (از دید دوستان) خارج شوند و نه تنها ضد انقلاب که دشمن اسلام و خائن به کشور فرض شوند، و کسانی که در زمان انقلاب در حاشیه بودند اکنون گرداننده متن انقلاب به حساب ‌آیند. به یاد کتاب "مزرعه حیوانات" جرج اورویل افتادم.

در دوران اصلاحات روزنامه‌های زیادی به چاپ رسیدند و توقیف شدند که جای همه آنها خالی است. اما به جرأت می‌توان گفت که روزنامه شرق به لحاظ چاپ مقالات تحلیلی در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی و فلسفی جایگاه ویژه‌ای را داشت. از همان ابتدای شروع به فعالیت احساس می‌شد که دست‌اندرکاران این روزنامه قصد دارند که تا حد امکان خط قرمزها را رعایت کنند. چرا که قصد آنها ماندن بود، نه رفتن. هرچند بعد از توقیف فله‌ای روزنامه‌ها اشتیاق مردم به خواندن روزنامه تا حدودی کاهش یافت، اما روزنامه شرق جایگاه خود را به خوبی در میان مردم باز کرده بود و از روزنامه‌های موفق و خواندنی به حساب می‌آمد. معتقدم دلیل اصلی توقیف روزنامه شرق موفقیت آن بود. نباید فراموش کنیم که در این شرایط راز بقا کوتوله ماندن است، نه سر برافراشتن.



Tuesday, September 12, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

ارتباط احزاب با مردم

اخیرن با یکی از دوستان در رابطه با فعالیت احزاب و انتخابات بحثی را داشتم، که باعث شد نظرم را در قالب متن زیر مکتوب کنم. به همین دلیل این نوشته کمی حالت رسمی به خود گرفته است.

انتخابات شوراها و مجلس خبرگان نزدیک است. در گوشه و کنار مشاهده می‌شود که احزاب و گروههای سیاسی فعالیت خود را برای حضور و تأثیرگذاری بر نتایج این انتخابات افزایش داده‌اند. اما سئوال جدی اینجاست که نتیجه انتخابات در ایران تا چه حد تحت تأثیر فعالیتهای حزبی و گروههای سیاسی است؟ بسیاری اعتقاد دارند که فعالیتهای حزبی در ایران به معنای واقعی حزبی نیست. دلایلی نیز در این رابطه ذکر می‌شود، از جمله:

1-      فعالیتهای حزبی متکی به افراد خاص است و نه مردم

2-      حزبهای موجود در ایران برای اتخاذ سیاستها و خط مشی خود در تعامل نزدیک با مردم نیستند و مردم را دنباله رو اهداف خود می‌خواهند و نه برعکس

3-      فعالیتهای حزبی در ایران مقطعی است و بیشتر در زمان انتخابات بروز پیدا می‌کند.

عدم حضور احزاب به معنای واقعی در ایران باعث شده است که مردم اعتماد خود را به احزاب سیاسی موجود و فعالیتهای سیاسی از دست بدهند. برای رهایی از این شرایط و حرکت به سمت یک جامعه دمکراتیک، باید از تجربیات گذشته درس گرفت و احزاب موجود روش‌های ارتباط با اقشار مختلف جامعه را در دستو کار خود قرار دهند.

در گروههای فعال جناح راست تنها گروهی که مشابه حزب عمل می‌کند، اما خود را حزب نمی‌داند، بسیج است. این سازمان در حال گسترش ارتباطات با آن بخش از جامعه است که می‌تواند حامی دیدگاههای آنها باشد. دسترسی به منابع مالی برای حمایت از افراد عضو و ایجاد حس اعتماد در میان آنها و تشویق روحیه مقلدپروری در امور سیاسی به انسجام آنها کمک کرده و خواهد کرد.

سئوال جدی فراروی احزاب اصلاح طلب این است که برای گسترش ارتباط با مردم چگونه باید عمل کنند؟ آیا اتخاذ روشهای مشابه بسیج کارساز خواهد بود؟ واقعیت این است که طرفداران احزاب اصلاح طلب به لحاظ فکری و روحیه سیاسی متفاوت از طرفداران و اعضای بسیج هستند. آنها را می‌توان به اکثریتی شناور تشبیه نمود که وابستگی خاصی به هیچ حزبی ندارند. این اکثریت مقلد نیستند، در شرایط سخت سکوت پیشه می‌کنند و در زمان انتخابات مقطعی تصمیم می‌گیرند. فرض اعتقاد عمیق آنها به خاتمی به همان مقدار اشتباه است که تصور کنیم آنها از روی اعتقاد به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند. هرچند این افراد علاقمند به اصلاحات هستند، اما اعتمادی به احزاب و گروههای اصلاح طلب ندارند. به نظر می‌رسد گرایش بعضی افراد در این اکثریت برای رأی دادن به کاندیدای خاص ناشی از لجبازی است تا اعتقاد.

در انتخابات آینده، مانند انتخابات گذشته، محافظه‌کاران یک اقلیت معتقد را همراه خود خواهند داشت. و مشابه انتخابات قبلی، آنچه تعیین کننده خواهد بود حضور و گرایش آن اکثریت شناور است. دو عامل احتمالاً به گرایش اکثریت شناور به سوی کاندیداهای اصلاح طلب (اگر کاندیدی به معنای واقع وجود داشته باشد) کمک خواهد کرد. اول شکست سیاستهای دولت احمدی نژاد و دوم ایجاد اعتماد در مردم از طرف گروههای اصلاح طلب. شکست سیاستهای دولت احمدی‌نژاد را افکار عمومی تعیین می‌کند. با توجه به محدودیت حضور رسانه‌های طرفدار اصلاحات و منتقد دولت و کنترل صدا و سیما توسط جناج محافظه‌کار، نمی‌توان انتظار داشت در حال حاضر قضاوت افکار عمومی منطبق با واقعیات باشد. اما انتظار می‌رود با گذشت زمان، نتایج کار این دولت به حدی عیان شود که نتوانند دم خروس را بیش از این از دید مردم پنهان کنند. بنابراین در حال حاضر بهترین راهبرد برای احزاب اصلاح طلب گرایش به سمت توسعه ارتباطات مردمی به هر طریق ممکن و با هدف اعتماد سازی است. شاید مناسب باشد توضیح بیشتری در رابطه با این راهبرد داده شود.

تصور کنید حزب‌الله به عنوان یک گروه مبارز و یک حزب سیاسی در لبنان، مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل را به عنوان تنها راهبرد انتخاب می‌کرد. در این صورت آیا در جنگ اخیر می‌توانست حمایت شیعیان و غیر شیعان را تا این اندازه به همراه خود داشته باشد؟ به احتمال زیاد خیر. فعالیتهای مردمی و عام المنفعه حزب‌الله در لبنان باعث ایجاد یک حس اعتماد در مردم شده است. اخیراً امریکاییها نیز به این نتیجه رسیده‌اند که برای موفقیت در کشورهای مسلمان باید بخشی از فعالیتهای خود را به امور غیر نظامی اختصاص دهند. نتیجه‌ای که می‌شود از این بحث گرفت این است که احزاب سیاسی در ایران تا زمانی که فعالیت خود را محدود به حمایت از کاندیداهای مورد نظر خود در زمان انتخابات نمایند، موفق به جلب اعتماد و نظر مردم نخواهند شد.

نویسنده این سطور، به عنوان یک استاد دانشگاه، ارتباط زیادی با نسل جوان و دانشجو دارد. در صحبتهای دوستانه با دانشجویان علاقه‌ کمتری به مسائل سیاسی مشاهده می‌شود و دغدغه‌های غیر سیاسی آنها از قبیل مسائل اجتماعی بسیار پررنگ‌تر است. در بعضی از صحبتهای خصوصی، این نسل شرایط فعلی کشور را نتیجه اقدامات نسل ما می‌داند و معتقد است آنها دارند تاوان ندانم‌کاری نسل قبل را می‌دهند. جدا از اینکه این تحلیل تا چه حد درست است، نارضایتی آنها از وضعیت موجود و بی‌تفاوتی آنها به مباحث سیاسی یک واقعیت است که باید پذیرفت. در این جو بی‌اعتمادی، صحبت از انتخابات و معرفی کاندیدا با عکس‌العمل مثبت این دانشجویان روبرو نخواهد شد. آن استاد دانشگاه اصلاح طلبی موفق به جلب اعتماد دانشجویان خواهد شد که در درجه اول با دغدغه‌های (حتی غیر سیاسی) دانشجویان آشنا باشد و نسبت به آنها عکس‌العمل نشان دهد. این نوع فعالیت باید سازمان یافته، دراز مدت و مداوم باشد. بدیهی است این‌گونه ارتباطات در تعیین و بازنگری اهداف و سیاستهای احزاب سیاسی تأثیر خواهد گذاشت.

مثال فوق را می‌توان به اقشار دیگر از قبیل معلمان، کارگران و زنان نیز تعمیم داد.



Sunday, September 10, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

زشت و زیبا

نیمه شعبان بر همه مبارک باد.

دیشب که از اصفهان برمی‌گشتم همه جا چراغانی بود. واقعن نیمه شعبان مردم از خودشان سلیقه به خرج می‌دهند و خیابانها را با چراغانی‌ها زیبا می‌کنند. اما این اعیاد و مناسبتها هم جنبه‌های مثبت دارد و هم جنبه‌های منفی. جنبه مثبت آن مشارکتهای مردمی در برگزاری مراسم و توزیع انواع نوشیدنیها و خوراکی‌ها در میادین و خیابانهای اصلی است. جنبه منفی در این است که متأسفانه هنوز یاد نگرفته‌ایم که نظافت را رعایت کنیم. زیبایی حاصل از چراغانیها به یک طرف و زشتی ناشی از پخش شدن زباله‌ها دز سطح شهر در طرف دیگر.

در این رابطه مطلب رویا جالب بود.



Saturday, September 09, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

به زیباییها فکر کن

بعضی وقتها که عصبانی و یا ناراحت می‌شم این جمله را به خودم یاد‌آوری می‌کنم:

"وقتی دنیا این چنین پر از زیباییهاست، نمی‌شود برای مدت طولانی عصبانی بود"

“It is hard to stay mad, when there is so much beauty in the world”



Friday, September 08, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

همسر سخنگو

دیروز بخشی از سخنان خاتمی را در جمع مسلمانان شیکاگو آوردم. او در سخنانش از سیاستهای دولت بوش انتقاد کرده بود، اما مثل همیشه رعایت ادب و احترام بخشی از شخصیت خاتمی است. ارزش سخن خوب وقتی نمایان می‌شود که در مقابل سخنان نه چندان خوب قرار گیرد. مناسب دیدم برای شناخت بهتر طرفداران رئیس جمهور کشورمان، بخش‌هایی از نامه خانم فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت و نویسنده کتاب "احمدی نژاد معجزه هزاره سوم" را نیز بیاورم:

"بر حوزه های علمیه، از مرجعیت عظیم الشٲن تا جامعه محترم مدرسین، به ویژه وارستگان این تشكل كه قداست روحانیت شیعه را فراتر و بالاتر از همگرایی صنفی و سیاسی می دانند و طیف عظیم بالنده طلاب حقیقی مكتب امام صادق است كه پیشگام قشرهای ملت گردیده تكلیف این دارنده لباس روحانی را در این حركت ضد ملی روشن كنند. ....... آیا حضور و جولان «محمد خاتمی» در شهرهای آمریكا و سخنرانی های او پیرامون «اسلام مدرن» اسلام مورد قبول وی كه اسلام تعیش و تكسب، اسلام اشرافیت، اسلام رفاه طلبی، اسلام عافیت جویی و در یك كلمه اسلام آمریكایی است، عذر بدتر از گناه برای یك دارنده لباس روحانیت شیعه نیست؟

آیا «محمد خاتمی» در استمرار لگدمال كردن اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و بنیانگذاری های فكری و عملی حضرت روح الله، در آستانه «هفدهم شهریور» با ورود به آمریكا، چه پیامی به ملت ایران ابلاغ می كند آیا استقبال گرم دولت حیوان صفت «بوش جنایتكار» از «خاتمی» در شهریور ماه، نشانه تمسخر خاتمی نسبت به شهدایی نیست كه مظلومانه توسط هلیكوپتر های آمریكایی و اسرائیلی به رگبار مستقیم بسته شدند بالاتر آن كه اگر جیمی كارتر قصاب اصلی ملت ایران در سال های ۵۶ به بعد، تماس خاتمی برای دیدار را بپذیرد، باید گفت كه خانواده های شهدای انقلاب و شهدای ۱۷ شهریور بزرگترین هدیه مسموم را از محمد خاتمی دریافت كرده اند، كه البته هدیه ویژه ای نیز هست.

وفاداران به حضرت روح الله، حزب الله این فرزندان معنوی رسول الله به فرموده حضرت امام، چگونه می توانند با آرامش و تحسین جولان خاتمی را در شهر های آمریكا نظاره كنند و سخنوری های تكراری اش را در مدح و ستایش اندیشه و تمدن و تجدد غرب به سركردگی آمریكا در دانشگاه های تئوری پرداز جنایات آمریكا، تمجید نمایند و آنها را در راستای صلح اسلامی و گفت وگوی دینی و ملی تلقی نمایند.

دانشگاهیان آزاد اندیش از هر گروه و جناح و با هر سلیقه و عقیده باید نسبت به حركت ضد ملی خاتمی برخورد قهر آمیز داشته باشند؟

انتظار دارد تا اگر خبر منتشره ایسنا درباره ضیافت شام ظریف برای خاتمی صحت دارد، نماینده ایران در سازمان ملل را كه هنوز سر در هوای اصلاح طلبی برانداز دارد، چرا كه وی منتخب دولت خاتمی است، به دلیل برپایی ضیافت ضد اسلامی و ضد ملی برای خاتمی در نیویورك سریعا عزل كند.

از مجلس انتظاری نیست. عملكرد دو بخشی و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمی و احمدی نژاد برای عموم ملت، اصول و تعهدات آن را آشكار كرده است. مجلس به راه خود برود، رئیس آن به سفرهای استانی برود و به مردم القا كند كه مجلس دولت را مكلف می كند كه چه بكند و چه نكند و یقینا ملت راه خود را خواهد رفت."

در عجبم از این همه عصبانیت و تنفر. حتی به نزدیکان و هم‌فکران خود در مجلس نیز رحم نمی‌کنند.



Wednesday, September 06, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

خاتمی در امریکا

برای خاتمی و طرز فکر او احترام زیادی قایل هستم. او نمونه یک فرد مسلمان است که از تندروی پرهیز دارد. کسی است که به اعتقادات دیگران احترام می‌گذارد. در روزگاری که کنترل دولتها در شرق و غرب به دست افراد تندرو افتاده است، حضور فعال او برای تشویق رفتارهای معقول و منطقی و  تعامل و گفتگو غنیمت است. سفر خاتمی به امریکا را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. حضور ده هزار نفر در اولین سخنرانی او در شیکاگو، دارای پیام مثبتی است. امید است شاهد گسترش حرکت مسلمانها در امریکا و تأثیرگذاری آنها بر سیاستمداران امریکایی برای اتخاذ سیاستهای سازنده و معقول در رابطه با منطقه خاورمیانه و کشورهای مسلمان باشیم. جالب اینجاست که حضور خاتمی در امریکا از طرف گروههای تندرو در ایران و امریکا به طور همزمان محکوم شده است. بخشهایی از صحبتهای خاتمی را از روزنامه اینترنتی روز انتخاب کرده‌ام.

(خاتمی) ضمن سخنانی به صراحت از اینکه سياست خارجي آمريكا ماشه‌ تروريسم و خشونت را در جهان كشيده است" انتقاد و تصریح کرد که: مسلمانان آمريكايي مي‌توانند نقشي كليدي در ارتقاي صلح و امنيت ايفا كنند.

سخنرانی خاتمی که 90 دقیقه طول کشید بارها با تشویق نزدیک به ده هزارشرکت کننده مواجه شد. او گفت که يك سوء تفاهم مزمن ميان غرب و شرق وجود دارد كه ريشه‌ آن به جنگ‌هاي صليبي بر مي‌گردد و تا امروز هم ادامه داشته است و بايد از بين برود. وی سپس افزود که مسلمانان آمريكايي از طريق مشاركت فعال در حوزه‌ اجتماعي مي‌توانند گروه‌هاي لابي را تشكيل و اجماعي را شكل بدهند.

خاتمی با انتقاد از سیاست خارجی ایالات متحده درجهان اظهار داشت: "در حالي كه آمريكا مدعي است با تروريسم مبارزه مي‌كند، سياست‌هايي را اجرا مي‌كند كه باعث تشديد ترويسم و سازماندهي شدن خشونت مي‌شود". خاتمي آمريكايي‌ها را "‌ملتي بزرگ" خواند و گفت كه به عنوان رييس‌جمهور ايران اولين كسي از ميان رهبران جهان بوده كه حوادث يازده سپتامبر را محكوم كرده است. او همچنین به مسلمانان توصیه کرد که هویتی جدید را شکل دهند که جهان مدرن را به آغوش کشد، مذاهب دیگر را تحمل کند وبه سمت صلح حرکت کند.

خاتمی تاکید کرد که "مردماني كه ايماني صحيح دارند و آنهايي كه به راستي نسبت به بشريت نگرانند، مي‌توانند با يكديگر كار كنند؛ و گفت و گو مي‌تواند کمک کند که اين دو در كنار هم جمع شوند."

رييس‌جمهور سابق ايران افزود: "مذاهبي كه درباره‌ كنار گذاشتن كامل دنياي مادي موعظه مي‌كنند، مذهب مدرن علوم و ماده‌ گرايي هيچ كدام نمي‌توانند ناامني را از بين ببرند. فقط با يافتن يك راه سوم كه هم به نيازهاي معنوي و هم به نيازهاي مادي پاسخ دهد مي‌توان به يك دنياي صلح و رضايت دست يافت. فرصت بزرگي براي گفت‌وگو و همكاري مردم با ايمان و مردم مذهبي وجود دارد. اما منظورم آن‌هايي است كه مذهبي صحيح دارند منظورم افراطيون تروريست يا آنهايي كه به نام مذهب سوءاستفاه مي‌كنند، نيست."



Tuesday, September 05, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

بهای ادامه تحصیل

تعطیلات تابستانی و شرایط نیمه فعال دانشگاه رو به اتمام است و دانشکده حالت فعالتری به خود گرفته است. طبیعی است که مشتریان ما هم که دانشجویان هستند سر و کله‌شان پیدا شده است. از جلسه مشاوره برای نوشتن پروپوزال و مقاله برای کنفرانس گرفته، تا جلسات درد دل و گوش دادن به دغدغه‌ آنها در رابطه با آینده شغلی، بخشی از ساعات حضور در دانشکده را پر می‌کند. در کل وقت گذاشتن برای دانشجویان مثبت است، اما همیشه با احساس خوبی همراه نیست. نگرانی آنها در رابطه با آینده قابل درک است.

یکی از مشکلات دانشجویان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری، برنامه ریزی شغلی برای آینده است. اغلب دانشجویان به این دلیل تصمیم به ادامه تحصیل گرفته‌اند که انتخاب بهتری برای خود نمی‌بینند. چیزی که آنها را به سمت ادامه تحصیل سوق داده است، تحلیل آنها از شرایط حال و گذشته است و نه ارزیابی آنها از آینده. در حال حاضر احتمال پیدا کردن کار برای یک نفر با مدرک کارشناسی خیلی زیاد نیست، بنابراین فرض بر این است که با ادامه تحصیل امکان پیدا کردن شغل بیشتر خواهد شد. اما آیا چند سال بعد نیز شرایط اینگونه خواهد بود؟ من مخالف ادامه تحصیل نیستم، اما به شرط داشتن دلایل خوب. کسانی که دارای مدرک کارشناسی ارشد و یا دکتری هستند به داشتن هر شغلی راضی نخواهند شد.  بنابراین داشتن مدرک بالاتر همیشه باعث ایجاد فرصت شغلی نخواهد شد، بلکه چه بسا فرصتهایی را نیز از دارندگان این مدارک خواهد گرفت. در جامعه امروز داشتن تحصیلات دانشگاهی در سطح کارشناسی (لیسانس)، صرف نظر از شغل آینده افراد، یک ضرورت است. در دنیای امروز افراد بدون تحصیلات دانشگاهی کم سواد محسوب می‌شوند. ادامه تحصیل در سطح کارشناسی ارشد را به شرطی می‌توان توصیه کرد که افراد به رشته تحصیلی خود علاقمند باشند و یا لااقل علاقمند به کسب تجربه تحقیقاتی هستند و از طرف دیگر ادامه تحصیل باعث افزایش فرصتهای شغلی برای آنها شود. همین دلایل نیز برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری با شدت بیشری باید وجود داشته باشد، چرا که مدت زمان دوره دکتری طولانی‌تر است و بخش مهمی از عمر داوطلبان صرف این کار خواهد شد.

برای کسی که مسئولیت تربیت نیروی انسانی را به عهده دارد، بیان این کلمات آسان نبوده و نیست. اما علاقمند هستم با مشتریان خود (دانشجویان) صادق باشم. نمی‌خواهم جنس خود را به کسی بفروشم که احتمال می‌دهم به آن نیاز ندارد و یا باعث اتلاف وقت او خواهد شد. دانشجویان عزیز در دانشگاههای دولتی ممکن است به طور مستقیم بابت کسب علم و دریافت مدرک مبلغی را پرداخت نکنند، اما بخشی از عمر خود را برای این کار هزینه می‌کنند، که بهای این عمر کم نیست.



Sunday, September 03, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک] 

کپه داغ

سفر مشهد تمام شد، اما حیفم آمد در مورد چند جای دیدنی دیگر در منطقه کلات و درگز و یا به عبارتی رشته کوههای کپه داغ اشاره‌ای نداشته باشم. در مسافرت امسال به کلات، اول قصد داشتیم از منطقه زیبایی به نام "اُرته‌کن" بازدید کنیم. اما این منطقه خیلی دور افتاده است و برای رسیدن به آن باید حدود ۴۰ دقیقه در یک جاده خاکی نامناسب رانندگی کرد. لذا در سفر امسال از آن صرف نظر کردیم و به جای آن از آبشارهای رودخانه قره سو بازدید کردیم که در مورد آن در یادداشتهای قبل توضیح دادم. برای بازگشت به مشهد، تصمیم گرفتیم از طریق راه درگز برگردیم. در جاده کلات به درگز، از یک منطقه پرآب در نزدیک کوه هزار مسجد به نام لائین و امام زاده بابا رمضان بازدید کردیم. وجود آب فراوان در این منطقه باعث شده است که از قدیم در این منطقه برنجکاری رایج باشد. در مسیر درگز به مشهد هم منطقه‌ای به نام درونگر وجود دارد که برنجکاری در این منطقه نیز رایج است و مناظر زیبایی را بوجود آورده است. رودخانه درونگر از دره زیبایی به نام "زو" (zow) می‌گذرد که واقعن دیدنی است. "زو" به زبان کردی به معنی دره است. در شمال خراسان و در شهرهای قوچان، باجگیران و درگز جمعیت قابل توجهی از هم وطنان کرد زبان ساکن هستند. چند عکس از این مناطق را ضمیمه می‌کنم.

 Resize of IMGP2134-2.jpg (236456 bytes)  رودخانه لائین

 Resize of IMGP2143.JPG (151390 bytes)  برنجکاری در منطقه لائین و بابا رمضان

 Resize of IMGP2148-2.jpg (187538 bytes)  عشایر منطقه درگز

 Resize of IMGP2150.JPG (232541 bytes)  رودخانه درونگر



Friday, September 01, 2006 توسط:مصطفی
[متن کامل این مطلب به تنهائی+لینک]